اگر آزاد بود، گرایش مردم به دیندارها بود | بلاگ

اگر آزاد بود، گرایش مردم به دیندارها بود

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

پریشب با برادر کوچکترم ، چرخی توی خیابون ولیعصر تهران میزدیم تا شادی مردم برای صعود به جام جهانی رو تماشا کنیم. نیروهای پلیس، خیلی نگذاشتند که جمعیت حضور داشته باشن، ولی جوونهایی بودند که هر از گاهی میرقصیدند و "دختر - پسری" شادی می کردند. اتفاقی که در جشن پیروزی روحانی هم دیدیم.

برادرم قبلش میگفت: "ما که دوست دختر نداریم، رفتنمون و دیدنِ شادیِ بقیه، چه فایده ای داره؟" درست می گفت، اصولا هرچقدر که من و برادرم آزاد اندیش و روشنفکر شده باشیم، به دلیل داشتنِ یک خانواده ی مذهبی و بزرگ شدن در یک فضای سنتی، باز هم تفاوت آشکاری با این تیپ از جوونهای جامعه داریم.

بعدش، نزدیک سحر با هم به یک کافه رفتیم. توی کافه، دختر و پسرهای جوونی بودند که با هم سیگار می کشیدند و دست رو کول همدیگه انداخته بودند و بازی و شوخی می کردند. اینا رو که دیدم، به خودم گفتم: من که در آزادترین شرایط جامعه، و با فرض اختیاری شدنِ حجاب و مختلط شدنِ همه ی فضاهای عمومی، باز هم توی لاک خودم هستم و بازهم اهل اینجور دوستی ها نیستم. من نه هیچ وقت مشروب می خورم، نه سیگار میکشم، نه به دختری دست میدم و اصلا جزو آمال و آرزوهام هم نیست که دیسکو و کاباره برم. پس چرا درست مثل این جوونا با وضعیت فعلی کشورم مخالف هستم؟

واقعیت اینه که اگر جامعه ی ما کاملا باز و آزاد بود، حتی به مقدار آزادی زمان ریاست جمهوری خاتمی، من ذاتا به سمت مذهبیون و ارزشی ها، گرایش پیدا می کردم (کما اینکه در اون دوره حامی رهبری بودم). نه فقط من، که فکر میکنم اگر حکومت ما این عقل رو داشت که آزادی عقیده و دین و گرایش رو به رسمیت میشناخت، خود به خود مردم ما جذب افراد دیندار و خداترس می شدند.

خود بچه مذهبی ها، دوست دارند که در یک فضای صمیمانه و کاملا آزاد، با گفتگو و عمل مثبت و محبت کردن، افراد رو علاقه مند به دینداری کنند، و اگر کسی به جرم روزه خواری یا مهمانی مختلط شلاق بخوره، یا خانومی به خاطر حجابش دستگیر بشه، انقدری از دین و حکومت نفرت داره که هیچ جای دفاعی برای مذهبیون باقی نمی مونه. 

علت اینکه ما نسبت به وضعیت فعلی معترضیم، اینه که برای ما تعیین تکلیف می کنند و همه باید به زور "بله قربانگو" باشند. در وضعیت فعلی، نه فقط زرتشتی و مسیحی و یهودی و سنی، بلکه شیعیانِ اصلاح طلب هم که اصل این نظام رو قبول دارند، حقی ندارند. "مرکز افتاد برون، بس که شد این دایره تنگ" و الان به جز شخص رهبری، از دید حکومت، هیچ کسی از مسئولین سابق و فعلی نظام، دیندار و انقلابی شناخته نمیشه.

......................

پ.ن:

1_ من وقتی دبیرستانی بودم، به خاطر اینکه مذهبی و طرفدار نظام و رهبری بودم، توسط همکلاسی ها و معلمین تمسخر میشدم و انقدری تنها و منزوی شده بودم که از ترسم وارد دانشگاه هم نشدم. البته بچه ها حق داشتند، چون ناظم مدرسه ی ما که یقه آخوندی و ریش حزب الهی داشت، طرفدار رهبری بود و رفتارهای خشنی با بچه هایی که موهاشون رو مدل میدادند یا تیپ امروزی میزدند، داشت. اون موقع ها من دوست داشتم به این هم کلاسی هام بفهمونم که من هم مذهبی ام، اما با روش این ناظم مخالف هستم. فضا به حدی باز بود که در نمایشگاه کتاب، بین اصلاح طلب های دوآتیشه ی اون زمان و ما بچه بسیجی ها، بحث آروم شکل می گرفت و خیلی افراد نه فقط به رهبری توهین می کردند که اصل انقلاب و حتی دین اسلام رو زیر سوال می بردند و کسی هم کاری باهاشون نداشت. برای همین بود که امثال من در اون مقطع، مخالف سید محمد خاتمی و مدافع رهبری بودم.

2_ در شبکه ی اینستاگرام، خیلی از دخترها عکس خونگی و کاملا بدون حجاب و بدون لباس پوشیده میذارند. اما همین دخترها در این ایام ماه رمضون، از سفره ی افطاریشون عکس میذارند یا دیشب که شب قدر بود، التماس دعا می گفتند و "انا انزلناه" و عکس با "دعای جوشن کبیر" گذاشته بودند. این برای من جالبه که اکثریت مردم ما گرایش های مذهبی دارند، اما نه گرایش مذهبی ای که آزادی های اجتماعی و فردی رو تحت الشعاع قرار میده.

...
نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : پنجشنبه 25 خرداد 1396 ساعت: 4:12