خاطره ای از ایام انتخابات 76 | بلاگ

خاطره ای از ایام انتخابات 76

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

دقیقا همین پوستر های ناطق نوری رو یادم میاد... این دخترها رو بدحجاب و قرتی می دونستیم! درحالیکه امروز اوضاع خیلی تغییر کرده و دختری با این پوشش، به شدت محجبه محسوب میشه!

امروز سالگرد دوم خرداد سال 76 و روی کار اومدن سید محمد خاتمی هست. فردی که گزینه ی مطلوب رهبری نبود و بعد از پیروزیش، جنبش اصلاح طلبی و تغییر خواهی شکل گرفت و جامعه با آزادی های سیاسی و مدنی بیشتر مواجه شد.

من سال 76 ، ده ساله بودم و از همون موقع چون مسجد میرفتم و در خانواده ی مذهبی بودم، عضو بسیج هم بودم. اون موقع بچه های بسیج ما رو تشویق می کردند تا برای ناطق نوری (کاندیدای مطلوب رهبری) تبلیغ کنیم و محمد خاتمی رو ضد انقلاب می دونستند و حامیانش رو ضد دین. ماهم باور می کردیم.

یادم میاد که اون زمان یکی از بچه های بسیج که پدرش روحانی بود، تعداد زیادی پوستر ناطق نوری رو برای ما آورده بود تا با سریش به دیوار شهر بچسبونیم و تبلیغ کنیم. من هم با برادر بزرگترم و یکی دیگه از بچه های بسیج به خیابان پیروزی تهران رفته بودیم و بعضی پوستر های کوچکتر رو به مردم میدادیم.

آقا و خانم جوانی با تیپی که اون روز به عنوان "قرتی" می شناختیم، مارو دیدند و جلوی من رو گرفتند و بهم گفتند: "آقا پسر! یه دونه از این پوسترات به ماهم میدی؟" و من با شوق و از روی سادگی، پوستر رو دادم به طرف. فوری بهم گفت: "میخوام بچسبونم به باسنم!" که من خیلی حالم گرفته شد، و بعد بهم گفت: چقدر پول میگیرید؟ در حالی که ما پولی نمی گرفتیم و همش توی دلم میگفتم: چرا اینا فکر می کنن که ما به خاطر پول، تبلیغات می کنیم؟ (البته بعدا فهمیدیم که پوسترهای انبوه ناطق نوری، از پول بیت المال بود). این رفتار طرفداران خاتمی، من رو نسبت به خاتمی بسیار بدبین و منفی کرده بود.

خانواده ی مادری من هم حامی جناح راست اون موقع، یا اصولگرای امروز بودند و من هم تحت تاثیر پسرخاله ها و اقوام مادری، شدیدا ضد محمد خاتمی بودم و یادم میاد که یک بار بعد از پیروزی خاتمی، در مراسمی شرکت کرده بودم که مربوط به بسیجی ها بود و سید محمد خاتمی هم سخنران بود. اونجا من اولین بار بود که آقای خاتمی رو از نزدیک می دیدم. آقای خاتمی من رو در آغوش گرفت و سرم رو بوسید. در حالیکه من شدیدا عصبانی شده بودم و بعدا احساس می کردم نجس شدم و باید خودم رو پاک کنم!

یعنی تا این حد دیدگاه منفی نسبت به آقای خاتمی داشتم. ما ها به راحتی به خاتمی فحش میدادیم و یادمه از روی حرص و ناراحتی، میگفتم: "خاتمی، خِلتَمی"! و دائما به اصلاح طلبان اون زمان مثل اکبر گنجی لعن و نفرین می فرستادم! 

این مقدمه رو داشته باشید ، تا بعدا توضیح بدم که چی شد که منِ حزب الهیِ دو آتیشه طرفدار رهبری، الان از خاتمی تعریف می کنم و از رهبری انتقاد؟!

...
نویسنده : بازدید : 5 تاريخ : سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 8:02