از این دو گروه می ترسم!

تعرفه تبلیغات در سایت

امکانات وب

باید اعتراف بکنم که خودم هم از افراد ریشدار در اینستاگرام می ترسم! از اونایی که زیاد آیه ی قرآن و حدیث می نویسن و عکس حرم و شهدا و رهبری میذارن، می ترسم. نه اینکه بترسم، فکر می کنم اینها یا "بچه های بالا" هستند یا بسیجی. در هر دو حالتش برای منی که میخوام رک و صریح حرف سیاسی و اجتماعی و انتقادی بزنم، دردسر ایجاد میشه. یا اینکه ممکنه من رو بخاطر خانوادم بشناسن و مطالب و عکس هام رو مدرکی علیه خودم در سایتها و بولتن هاشون قرار بدند.

به جز این گروه که اصلا در اینستاگرام فالوشون نمی کنم، از اونهایی که خیلی ضدنظام یا ضد دینن یا تیپ های خیلی فشن و روشنفکری میزنن هم می ترسم! میگم نکنه که عضو سازمان مجاهدین خلق باشند؟ یا از سلطنت طلب هایی باشند که به خون هر آدم دین دار تشنه هستند؟ نکنه که اونها هم که هیچ دین و شرفی ندارند، دنبال سوء استفاده از مطالبم باشند یا من رو بشناسن و بعدا در سایتهاشون مشکلی برام درست کنن؟

نمی دونم چرا؟ شاید این هم مثل همون "فوبیای عکس اینترنتی" که قبلا گفته بودم، فقط یک توهم باشه... اما همیشه دنبال آدم های معمولی و غیرسیاسی می گردم. دوست دارم با آدم های عادی جامعم که اهل کلک و فریب و حقه نیستند، ارتباط برقرار کنم. برای من که تقریبا هیچ دوست واقعی ای ندارم، انتخاب رندومی فالور از اینستاگرام، با ریسک و خطر همراهه. واقعا نمی دونم چیکار کنم که هم افراد مطمئنی رو انتخاب کنم و هم اون افراد به من اعتماد کنند؟

از طرفی خیلی دوست دارم با اقشار مرفه و پولدار تهرانی که خوشتیپ و خوش گذرونن آشنا و دوست بشم. خیلی دوست دارم توی جشن ها، مهمونی ها، قرار های اجتماعی یا فرهنگی یا شعرخوانی یا موسیقی یا تئاتر این گروه ها - مثل دوستان نزدیکشون - شرکت کنم. برای منی که در خانواده ی به شدت سنتی و فوق مذهبی بزرگ شدم، فرهنگ و زندگی تیپ مدرن جامعه، سوال انگیزه و کاش کسی از دوستانِ مجازی می تونست به من راهنمایی بده. 

.........

پ.ن: عجیبه که این همه سال که وبلاگ نویسی کردم، حتی یک نفر از مخاطبینم هم وجود نداشت که ارتباط اجتماعیش از منی که هیچ ارتباطی با هیچ کسی ندارم، فوی تر باشه! در واقع انگار مخاطبین من هم - منظورم اونایی که تهران ساکنند - مثل خودم تنها هستند و نه در جمع و گروهی شرکت می کنن و نه دوست و رفیقی دارند. یا شاید هم کلا اطمینانی به من ندارند! به هر حال عجیبه که بعد از چند سال خوندن و پیگیری کردن مطالب من، هنوز عده ای باشند که از من بترسند و نخوان با من مثل یک دوست معمول اجتماعی باشند!!

نویسنده : بازدید : 16 تاريخ : دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت: 8:44
برچسب‌ها : از این دوراهی دل خوشی ندارم,از این دوری طولانی,از این دوران دور و دیر,